خرید بک لینک

دَردام

کاش می تونستم از دردام به یکی بگم بدون اینکه الکی نگران بشه، صرفا گوش کنه. مثلا اینکه زانوام درد می کنن، دکتر گفته چیز جدی ای نیس احتمالا مال ماهیچه هاته و دو هفته نَدو. یا اینکه مثلا دیشب یهو از خواب پا شدم چون چشم راست...



واقعا این چیز زیادی برای خواستن از دنیاست؟!

ترس اینکه بیافتم بمیرم هیشکی نمی فهمه یا نیاز به کمک داشته باشم هیشکی کنارم نیس خیلی بَده...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 21:20

I am moving on



I've dealt with my ghosts and I've faced all my demons Finally content with a past I regret I've found you find strength in your moments of weakness For once, I'm at peace with myself I've been burdened with blame Trapped in the past for too long I'm movin' on I've lived in this place and I know all the faces Each one is different, but they're always the same They mean me no harm, but it's time that I face it They'll never allow me to change But I never

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 21:20

کاش می تونستم از دردام به یکی بگم بدون اینکه الکی نگران بشه، صرفا گوش کنه. مثلا اینکه زانوام درد می کنن، دکتر گفته چیز جدی ای نیس احتمالا مال ماهیچه هاته و دو هفته نَدو. یا اینکه مثلا دیشب یهو از خواب پا شدم چون چشم راستم می سوخت و آب میومد احتمالا بخاطر ماسکی که قبلش زده بودم... شستمش خوب شد..واقعا این چیز زیادی برای خواستن از دنیاست؟! ترس اینکه بیافتم بمیرم هیشکی نمی فهمه یا نیاز به کمک داشته باشم هیشکی کنارم نیس خیلی بَده... + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 22:11 توسط مهتاب  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 13:11

I feel or see things that I have missed in a long time... There is a light at the end of the tuel...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: جمعه 12 مرداد 1403 ساعت: 13:53

اینجا که می تونم رو راست باشم با خودم.چقدر بدم میاد از اون ادما و چقدر خوشحالم که اون کیر خرای خودخواه دیگه تو زندگیم نیستن.اول لیست که مال مهسا افتخاری و ننه ی جنده اش ه. چقد سمی. بعدش میشه مال غرغروی وراج بی اعصابی به اسم فریبا. چقد خوشحالم دیگه مجبور نیستم باهاش حرف بزنم. امیدوارم دیگه نبینمشون هیچ وقت... اره مهسای جنده، من از تو باهوش ترم. خودتم اینو می دونی. این ترسته. همیشه بودم... از همتون بهترم. صرفا خوردم زمین ولی تسلیم نشدم...خلاصه بدین صورت دیگه + نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 10:20 توسط مهتاب  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: جمعه 12 مرداد 1403 ساعت: 13:53

I never was a kid ... من هیچوقت یک کودک نبودم.

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:16

ازت بدم میاد مامان!

دوستت ندارم، چون هیچ وخ دوستم نداشتی. هیچ وقت...

منو فقط بخاطر موفقیتام می خواین...

از اینکه کنارتون نیستم خوشحالم، خیلی خوشحالم و بخاطرش خدا رو شکر می کنم...

من هیچ وخ یه خانواده نداشتم، هیچ وقت....

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:15 توسط مهتاب  | 

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:16

خسته که هستم و کل دیروز و امروز رو گریه کردم که هیچ... نمی فهمم چرا آفر تی ای نگرفتم تو فایننس؟! این جماعت چه مشکلی با من دارن اخه؟ والا از خیلی از شاگردای خودشون بهترم... دست این دپارتمان فایننس دیگه برام رو شده. نمی شینم به امیدشون. حس می کنم باید با اینم کنار بیام که جرد یه روزی شاید پشتمو خالی کنه یا بهم نارو بزنه. همه شون مثه همن دیگه. حس می کنم کنار اومدن با این واقعیت از تلاش برای انکارش راحت تر باشه... و دلیل ناراحتیم هم فکر می کنم بیشتر این باشه که باید از این خیال که من به اینجا تعلق دارم یا عضوی از این گروهم دل بکنم... همیشه دلم می خواست قسمتی از یه گروه باشم ولی هیچ وخ نشده...خیلی خسته ام. همچنین، فکر می کنم از اخرین باقی مونده های گذشته هم باید دل بکنم: من مهتابی نیستم که المپیاد قبول نشد. من مهتابی نیستم که دوران کارشناسی بدی داش. من هیچ کدوم اینا نیستم دیگه، مهم هم نیس رزومه و نمره هام چی میگه. من که می دونم و ایمان و باور دارم که من اون مهتاب نیستم. همین بس ه و کافی.من به آنچه که پیش رومه با اعجاز می نگرم... + نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 5:11 توسط مهتاب  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 13:25

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 20:39

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:36

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 0:42

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:56

Who's goa walk you through the dark side of the moing? It ain't me ...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:56

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 23:42

بعضی وقتا از اینکه اینقدر قوی ام تعجب می کنم. همین...

برچسب: نویسنده: مهران مقدم تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1402 ساعت: 14:15

صفحه بندی